هه هه ه. چقدر ما به این قانون مکه ای ها احترام گذاشتیم و نرفتیم ببینیمشون. یکیشون که منو ماچ هم کرد. با تمام تلاشی که کردم از دید این اقا پنهان بمونم لحظه آخر خداحافظی بدو بدو اومد و بقلم کرد. الان بمب متحرکم. دلتنگی زمستونه هیچی سرش نمیشه.

تو مهمونی امروز جای زخم سوختگیم رو به همه نشون دادم. حیف جاش داره خوب میشه و مامان مقصود دیگه نمیتونه ببینتش .

تلویزیون یه انیمیشنی میخواد تو این تعطیلی ها نشون بده به اسم پونیو. از دستش ندید که بی نظیره. فقط خدا کنه دوبله اش خوب باشه.

حال حس ام خوب نیست.  یعنی باید خوشحال باشم و نیستم. یعنی باید با رضایت برم بخوابم و دلشوره دارم. یعنی من باید باز برم یه چیز باحال ببینم تا خوب بشم.

از دست خدا به کی میشه شکایت کرد؟!

 

 

 

 

/ 10 نظر / 6 بازدید
الهه

سلام خوبی چرا خود سوزی می کنی اخه هااااااااااااااااا دکی کمر دردت چه طوه من مامانم هی میگه بپرس ببین چه طوره؟؟ این فته می ام ژیشت البته نیم دونم وقت کنم ببینمت یا نه ..و. چه خبرات ... مرضییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

بهار

دختر چه کارها می کنی ؟

بهار

دختر چه کارها می کنی ؟

nc

الان احساس ميكني آنفولانزاي خوكي داري ؟؟؟ _-_-_ چه باحال تا حالا فكر نكرده بودم كه از خدا پيش كي ميشه شكايت كرد. فكر كنم جبرئيل بد نباشه .

محمد

با خدا درد و دل کن. خدا یکی از اونایی که برای نوشین خواسته قسمتت کنه[نیشخند]

محمد

البته سالم و سر حال و دوست داشتنی

مریم

شکایت ؟ دلت خوشه رفیق ؟! به زخم هات نگاه کن حالت خوب می شه ....... زخم های منم بخون

nc

كجايي بابام جان ؟؟؟ نكنه به خاطر بي احترامي به قانون مكه ايها ،‌ خوكي گرفتي و . . . جدي جدي كجايي ؟

.

کجایی واقعا؟ چرا نمی نویسی؟ خوبی؟!! :|