دیروز مهمون بودیم جایی و دو نفر( یه زوج جوون) نیومدن. این مهم نبود. مهم این بود که شب توی فیس بوک کله های کچلشون رو دیدم. خیلی با نمک و باحاله حیف که مقصود پایه نیست:((

ما یه عالمه خرمالو داریم امسال. باید خدا رو شکر کنم که یه کوه برف ریخت رو سرمون و این آدمهای درخت خرمالو دار خرمالوهاشون ریخت و به فکر افتادن که یه مقداریش رو بدن به اون درخت خرمالو ندارها !! یعنی واقعا باید یه کوه برف بریزه رو سرتون که به فکر بقیه بیوفتید؟!!!

دلم مسافرت به یه جای گرم و افتابی میخواد. از اونا که تو آسمونش یدونه ابر هم نیست.

همین :)

 

 

 

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
ستاره بی نشان

سلام ساقی جان خیلی قشنگ روزمره هاتو می نویسی وبلاگ قشنگی داری [گل][گل] خوشحال میشم ی سر بهم بزنی....

کاوه

اینجا یه جوری ساده و صادق و صمیمی و سالمه. خیلی خوبه.