دارم کلاه قرمزی سال 88 نگاه میکنم در واقع گوش میدم و عکس کف پا ماسه ای نوک مداد رو نگاه میکنم و تعجب میکنم که چقدر بزرگ به نظر میاد. معلم کلاس زبان بهمون گفته با لغت های جدید یه متن بنویسیم و من همش دارم به اون تابستونی که عاشق بودم و توی باغ واسه خودم دلیل میتراشیدم که بهش زنگ بزنم فکر میکنم.  میخوام لغت های تازه رو بچپونم تو اون حال و روزم و به این کشف رسیدم که من واقعا عاشق بودم و بیشتر عاشق عاشق بودن, بودم!! گرفتید؟!!

واسه شام مقصود عدس پلو درست کرده بودم و بوش وسوسه ام کرد و شام خوردم. حالا حالم بده و خوابم  نمیبره. نمیتونم درس بخونم و فیلم نگاه کنم. نمیتونم نقاشی بکشم و مجله بخونم. اصولا نمیتونم هیچ کار مفیدی بکنم  و از امروز مچ دستم هم درد میکنه و به سختی دارم با کامپیوتر کار میکنم. وای که چقدر دلم شیر و شنا میخواد.

سالی جونم اون نمایشگاه رو نشد که برم. کلا من تنبلم تو نمایشگاه و از این جاهای فرهنگی هنری رفتن.  کلا البته تنبلم. امروز  داشتم فکر میکردم که چرا من شیرازی نیستم که بتونم تنبلیم رو به اون بچسبونم !! آه !!!

 

 

 

 

 

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
ییلاق ذهن

بنده خداها شیرازیا اسمشون بد دررفته [نیشخند]

الهه رستمی

سلام دکی جونم. بانمک بود . در مورد عاشق شدن بات موافقم. ما نتونستم جرات عاشق شدن واقعی رو به خودمون بدیم ... نمی دونم شاید ترسیدیم نشه. شاید گفتیم مامان می فهمه شاید گفتیم نکنه پسره با هزار تا دیگه باشه شاید گفتیم نکنه بد دربیاد شاید گفیم .. ولی دارم فکر می کنم گور بابای همه شاید ها .... و ما نبردیم لذت سن های 19-20 سالگی رو ... نمی دونم زیاد بهش فکر می کنم و گاها می بینم افراد نوع اول ازدواج های موفق تری هم داشتند شاید چون تجربه داشتند شاید چون روابط درست بلد بودن شاید چون نترسیدن شاید چون و شاید چون ... در مورد کلاس زبان منم دارم می رم اما همین طور که 30 درصد فیزیک حتی با بهتذین دبیرها کلاس های تک نفره 100 نفره 2 نفره و غیره جم نمی خورده و همون 30 باقی می موند زبانم هم تا یه سقفی ثابته ... دیگه چی بگم ...

سارا

همه تنبلن منم تنبلم خودتو ناراحت نکن