سال نو همگی مبارک با کلی آرزوهای خوب!!

ما رفتیم همدان . ١٠ روز اونجا بودیم و واقعا واقعا خوش گذشت. خیلی وقت بود این طور با آرامش و طولانی همدان نرفته بودیم. چند تا موزه رفتیم و گنجنامه و باباطاهرو یه چند تا ظرف خوشگل سفالی خریدیم که می خوام اگه وقت کردم توشون هفت سین بچینم :))) بعد یه روز آفتابی با تله کابین رفتیم کوه که برفی بود حسابی و روی سنگها خوابیدیم و آفتاب گرفتیم. این آخری واقعا تجربه ی بینظیری بود .

کلی هم مهمونی رفتیم و ١٠ پرس چلوکباب خوردیم !!! از بس مردم همه تنبل شدن. روز آخر مریض شدم و از شدت گلو درد داشتم میمردم که البته دو تا پرستار خوب داشتم و زودی خوبم کردن:)) بعد جالبه تا پام رسیده تهران زنگ زدن که بیا سر کار و واضحه که منم نرفتم.

اصلا دلم برای کار و خونمون و تهران تنگ نشده بود. انقدر که یه سری فکر افتاده تو سرم و باید بررسی کنم ببینم چه کار کنم حالا در این سال نو !!!

 

فعلا...

 

 

 

 

/ 3 نظر / 14 بازدید
الهه

سلام گوگولم ... انگار اداما وختی همو می بینن واسه هم بی قرار تر می شن ... نه این درست حسی بود که بعد از رفتن داشتم دلم به شدت برات تنگ شده و شده ... همش دلم می خواست باشم بیای ...

بهاره

خیلی خوشحالم که بهت خوش گذشته.من هنوزم که هنوزه تله کابین گنجنامه رو نرفتم!! و تپه هگمتانه رو.....خیلی خوب بود که با هم رفتیم بیرون.

بهار

کجاهایی؟